تقدیم به روح بلند حاجی شهید منا محسن حاجی حسنی
ایه ایه خواندی و با ربنایت پر زدی
در منا افتادی و در خون خود پرپر زدی
با طنین صوت خود با نغمه ی داودیت
تا خدا رفتی و طعنه بر شب باور زدی
روی دست اسمان، خود را مجسم کرده ای
باب وصل عاشقی را با شهادت در زدی
دیده ها را یک به یک با شبنم هجران خود
شسته ای و داغ خود را بر دل مادر زدی
دوستانت هر کجا اینگونه لب وا می کنند
تشنه رفتنی سر به شاه تشنه ی بی سر زدی
الواریان
همه گفتند ولی من همه را می دیدم
بزم شادی و کف و همهمه را می دیدم
وسط لشکر شام و وسط نیزه و تیر
رزم بی واهمه و یک تنه را می دیدم
توی گودال کنار بدن بی رمقی
قامت خم شده ی فاطمه را می دیدم
روی نی لحظه به لحظه به زمین و به سما
سر قاری سر ماذنه را می دیدم
کوفه و شام و چهل منزل و اماج بلا
بین بازار نگاه همه و زمزمه را می دیدم
باقر ال علی بودم و با دیده ی تر
تن بی راس شه علقمه را می دیدم
علی الواریان
.: Weblog Themes By Pichak :.