سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : دوشنبه 95/6/1 | 7:17 صبح | نویسنده : علی الواریان

 

در فراغ روی تو باید به ندبه تکیه کرد

ای که در هجر تو دنیا خون دلها هدیه کرد

آه ما را داده دست ابر خورشید غروب

آب دریا شور شد از بس برایت گریه کرد

خاک ها در هروله زیر قدومت می روند

کوه هم از حزن در آدینه هایت شکوه کرد

بلبل از هجر تو سر بر باغ بی گل می نهد

دوریت بازار اشک و غصه ها را سکه کرد

اشک هایم رو به پایان می رود اقا ببین

اشک رفت و خون دل از دیدگانم چکه کرد

 

علی الواریان




تاریخ : دوشنبه 95/6/1 | 7:7 صبح | نویسنده : علی الواریان

عکسی نشسته در تب اشکی که شور نیست

عکسی به رنگ گندم و ملکی که طور نیست

دستم به سینه مانده و عرضم ارادتست

پایم  لبی گشوده که وقت عبور نیست

آوای کاسه های طلا می رسد به دل

اینجا که عیش بی قدحش هیچ جور نیست

می چینم از هوای حرم دسته های یاس

حالا که باغ از نظر و دیده دور نیست

یک سو نشسته ام صله از گریه ام دهی

باشم بدون گریه حضورم حضور نیست

دیدم که مهر با دم نقاره ات سرود

نوری که از طواف تو افتاده نور نیست

علی الواریان

 




تاریخ : شنبه 95/4/19 | 12:54 عصر | نویسنده : علی الواریان

خواندم برای آمدنت ندبه بارها<br>

تنها نه جمعه بلکه همه روزگارها<br>

دور از تمام حوصله ی قیل و قال ها<br>

خلوت نشین شدم به امید تو بارها<br>

من جاده های وصل تو را دیده می نهم<br>

شاید گذر کنی سحری روی خارها<br>

باد صبا شمیم تو را می برد کجا؟<br>

ای عطر تو قرار شب سربدارها<br>

ثروت ندارم و به تو امید بسته ام<br>

دار و ندار خیل کثیر ندارها<br>

دل را خودت به دوری از ما شکسته ای<br>

ای تک سوار سیصد و اندی سوار ها<br>

تا دامنت به خواهش دستان من رسد<br>

تا اختتام جمعه و و عهد و قرارها<br>

فرهاد می شوم به دل کوه می روم<br>

ای آخرین نشانه ی شیرین تبار ها<br>

<br>

الواریان<br>

95/04/19<br>

 




تاریخ : پنج شنبه 95/4/3 | 12:49 صبح | نویسنده : علی الواریان

یا رب این باده که افتاده در این پیمانه چیست؟

بانگ یا هو نسبتش با خنده ی مستانه چیست؟

خانه ی زهرا و ماه صوم و میلاد پسر

طعم افطار علی با کام از دردانه چیست؟

ماه کامل روی دامان زمین ،یا للعجب

نور ساطع از در و دیوار این کاشانه چیست؟

یا کریمی بر کریمان دگر افزوده شد

معنی  جود خدا از دامن ریحانه چیست؟

گاه ماهی بر هلال ماه عاشق می شود

فاصله بسیار اما چاره دیوانه چیست؟

باید امشب حاجت دیرینه را حاصل کنم

"گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست"؟

 

علی الواریان

95/4/1




تاریخ : پنج شنبه 95/4/3 | 12:47 صبح | نویسنده : علی الواریان

خدا به عشق حسن اعتبار می بخشد

به موسم دل عاشق بهار می بخشد

به سرزمین دل هر که عاشقش بوده

به اعتبار حسن چشمه سار می بخشد

برای بخشش او در شب مناجاتش

دلی شکسته و چشمان زار می بخشد

هر انکه سنگ حسن روی سینه اش کوبید

خدا به لوح دلش افتخار می بخشد

هر انکه مانده به راه کریم آل الله

یقین به عزت او اقتدار می بخشد

حسن امام دل و دل غلام نام حسن

کریمانه حسن بی گدار می بخشد

نبوده صحن و سرایی نبوده گلدسته

تمام آنچه که بوده به یار می بخشد

گهی اسیر و گهی مانده در مسیر خودم

حسن میان همین گیر و دار می بخشد

چه احترام غریبی چه حس زیبایی

کریم از پی نامش وقار می بخشد

 

علی الواریان

95/4/2




  • paper | پاپو مارکت | بک لینک